آیا خودروهای کرهای به آن حد از بلوغ و توانایی رسیدهاند که با نمونههای مشابه ژاپنی و حتی اروپایی رقابت کنند؟ آیا کیفیتی که کرهایها ارائه میدهند بهاندازهی رقبای کارکشتهی خود است؟ چقدر میتوان مطمئن بود که پس از چند سال استفاده از یک خودروی کرهای، آن خودرو بتواند کیفیت اولیه خود را حفظ نماید؟
همهی اینها سؤالات بسیار مهمی هستند که در ذهن یک خریدار بالقوه میچرخند. خصوصاً در کشورمان که خودرو یک کالای سرمایهای محسوب شده و بسیاری از افراد قبل از خرید آن دقت فراوانی میکنند. در پدال نیز شاهد بحثهای فراوان دربارهی خودروهای کرهای و ژاپنی و مقایسهی کیفیت آنها بودهایم. در این نوشتار قصد داریم تا یکی از خودروهای کرهای محبوب و پرفروش در ایران را بررسی نماییم، البته بررسیای از جنس کیفیت ثانویه و دوام و پایداری یک مدل چندین سال پس از عرضه.
بعدازظهر یک روز آفتابی به دیدار هیوندای سانتافه 2011 رفتیم تا ببینیم پس از 5 سال از تولید این خودرو و طی بیش از یکصد هزار کیلومتر با آن، کیفیت خودرو در چه حدی بوده و آیا هیوندای توانسته در بحث کیفیت به ژاپنیها برسد یا خیر؛ و از آن مهمتر، در آخر به این سؤال پاسخ دهیم که آیا خودروی کرهای (نو یا دستدوم) ارزش خرید دارد یا خیر. پس با ما همراه باشید.
نسل دوم سانتافه در سال 2007 وارد کشورمان شد و با توجه به قیمت معقولی که در آن زمان داشت موردتوجه اکثر مردم قرار گرفت. با توجه به ورود نسل جدید رقبا و عقب نماندن از قافله هیوندای اقدام به فیس لیفتی جزئی روی سانتافه نمود و نسخهی فیس لیفت شدهی این خودرو در سال 2010 به کشورمان وارد شد. عمدهی تغییرات این مدل را میتوان در تغییر گرافیک چراغها و مه شکنهای جلو، تغییر سپر و خروجیهای اگزوز عقب و چند تغییر جزئی دیگر شمرد؛ اما مهمترین تغییر به قلب تپندهی خودرو مربوط میشود که در نمونهی فیس لیفت شده از پیشرانهای 6 سیلندر و 3.5 لیتری با قدرت 276 اسب بخار و گشتاور 335 نیوتون متری سود میبرد. گیربکس خودرو نیز 6 سرعته و اتوماتیک است. از تجهیزات این خودرو نیز میتوان به ورود بدون کلید، فرمان تلسکوپی، سیستم تهویه مطبوع دو ناحیهای، نمایشگر دیویدی و سیستم صوتی با 7 بلندگو، صندلیهای جلو با تنظیم برقی، سانروف و… اشاره کرد. ازنظر ایمنی نیز وجود 12 کیسه هوا، سیستم کنترل پایداری و موارد دیگر باعث ایجاد خاطری آسوده میگردند.
اما هدف اصلی این مقاله بررسی کیفیت خودرو پس از 5 سال استفاده از خودرو است. مطمئناً بیشتر عزیزان اکثر تستهای مربوط به این خودرو را پیشازاین بارها و بارها مطالعه نمودهاند بنابراین پرداختن به موارد مربوط به آمار و مباحث اینچنینی تکرار مکررات خواهد بود.
در نمای ظاهری خودرو پس از چندین سال، تغییر خاصی اعم از مات شدن چراغها و یا کدر شدن رنگ خودرو مشاهده نمیشود و کیفیت رنگ خودرو مطلوب بوده و حتی رنگرفتگی سپرها نیز مشاهده نمیگردد.
با ورود به داخل خودرو شاهد فضای جادار و سه ردیف صندلی هستیم که مزیت بزرگی برای سانتافه به حساب میآید. صندلیها حمایت خوبی از بدن انجام میدهند اما نباید انتظار راحتی و حمایت خودروهای سطح بالا را داشته باشید. اولین موردی که مشاهده میشود، پوستهپوسته شدن فرمان خودرو است که باعث جلبتوجه میشود. نکتهای که شاید کمتر در خودروهای باکیفیت شرقی دیده شود. مورد بعدی که به گفتهی مالک در اکثر سانتافهها دیده میشود، تَرَک خوردگی و پوستهپوسته شدن چرمهای صندلی است که شاید باعث تعجب گردد. از دیگر مواردی که باعث میشوند خودرو کهنسال به نظر برسد میتوان به اهرم تعویض دنده رنگ و رو رفته و دکمهی استارت استاپ اشاره کرد که گوشزد میکنند این یک خودروی کارکرده است؛ اما در یک نگاه کلی داخل کابین در وضعیت مطلوبی بوده و اثری از کاهش کیفیت آنچنانی در خودرو مشاهده نمیشود. با توجه به حساسیتی که مالک در نگهداری خودرو دارد، میتوان اذعان نمود که خودرو در وضع بسیار مناسبی بوده و مطالبی که در ادامه بیان خواهد شد مؤید این نکته خواهند بود.
در ادامه به بخش فنی خودرو نیز نیمنگاهی انداختیم. با روشن نمودن خودرو، صفحه کیلومتر شمار جدید (نسبت به مدل قبل از فیس لیفت) جلبتوجه میکند. نشاندهندهها هرچند جذابیت خاصی ندارند اما خب جای گلهای را نیز باقی نمیگذارند. با گذر از آسفالتهای مخملی شهر متوجه وجود سروصدا در دربها و ستونهای عقبی خودرو شدیم که هرچند آزاردهنده و زیاد نبودند اما برای فرد حساسی همچون من نکتهای منفی بهحساب میآمدند. دیگر نکتهای که باید به آن اشاره نمود جلوبندی ضعیف سانتافه است که به مالک را چندین بار مجبور به تعمیر آن کرده است. همچنین صدای خفیف بلبرینگ نیز از چرخ سمت راست به گوش میرسید؛ اما در کنار این نکات منفی باید از عملکرد خوب پیشرانه نیز یاد کرد. توان پیشرانه در هر لحظهای در دسترس بوده و با فشار ناگهانی پدال گاز، خودرو بلافاصله معکوس کشیده و شتاب میگیرد. از دور موتور 2500 به بعد صدای بم پیشرانه که جذاب و تقریباً اسپورت است به کابین نفوذ مییابد و باعث افزایش عطش شتاب گیری میگردد.
در منابع مختلف شتاب صفر تا صد 9 ثانیهای برای سانتافه ذکرشده است. طی تستی که انجام دادیم، سانتافه با دو سرنشین و اندکی شیب در مسیر توانست به رکورد 10.08 ثانیه دست پیدا کند که شتابی نسبتاً مطلوب برای شاسیبلند 1900 کیلویی محسوب میشود؛ اما نکتهی جالبتوجه نشانگر مصرف سوخت لحظهای خودرو است که در هنگام شتاب گیریهای سنگین عدد 78 لیتر در هر صد کیلومتر را نشان میداد!
برای توقف این خودرو نیز از ترمزهای دیسکی در هر چهارچرخ به همراه ABS و EBD استفادهشده که انصافاً بهخوبی خودرو را متوقف مینمودند.
طی این مدتی که خودرو در اختیار مالک بوده، سانتافه به غیر از هزینههای معمول و مصرفی از قبیل تعویض روغن و لنت ترمز و… هزینهی دیگری نداشته است. فقط یکبار کامپیوتر مرکزی خودرو دچار مشکل شده که آن هم به آسانی رفع گردیده است.
در کل پس از چندین ساعت همراه بودن با سانتافه، این خودرو را مناسب یافتیم و برخلاف نظر عموم که خودروهای کرهای را فاقد دوام و پایداری بلندمدت میدانند معتقدیم که کرهای ها نیز درسهای خود را به خوبی یاد گرفتهاند و راهی بسیار کوتاه تا رسیدن به قله دارند. باید خاطرنشان ساخت که نگهداری و رسیدگی بهموقع خودرو نیز تأثیر بسیار مهمی در دوام و پایداری خودرو دارد. چندی پیش و به مدت دو ماه یک دستگاه هیوندای الانترا 2014 نیز در اختیار نگارنده بود که در وضعیت بسیار نامناسبی نگهداری میشد و کلا باعث تغییر نگاه نسبت به خودروهای کرهای شده بود.
سانتافهی حاضر در تست در بازار امروز حدود 120-125 میلیون تومان قیمت دارد که با توجه به وجود تعداد زیادی از خودروهای وارداتی در این بازهی قیمتی، خریدار در یک چندراهی قرار میگیرد. در این بازهی قیمتی میتوان از شاسی بلندهای کارکردهای چون تویوتا پرادو، کیا سورنتو، میتسوبیشی ASX، بامو X3 و… نام برد که خرید آنها به علاقه و دید و ذهنیت خریدار بستگی دارد. هرچند که نگاه خیلیها شاید به پرادو به عنوان یک تویوتا معطوف شود. از طرف دیگر خودروهای سدان زیادی نیز در این بازهی قیمتی وجود دارند که برخی صفرکیلومتر بوده و شاید خرید آنها بهصرفهتر باشد.
درمجموع باید گفت که خودروهای کرهای علیالخصوص هیوندای و کیا به سرعت رشد نمودند و در حال حاضر رقابت فشردهای با بازیگران باسابقهی این صنعت دارند. باید گفت که در بازار خودروی کشورمان، با توجه به بازار خوب خودروهای کره ای و همچنین فراوانی نسبی قطعات و نمایندگی، خرید آنها منطقی و عقلانی بوده و باید اذعان کرد که “خودروهای کره ای دست دوم نیز ارزش خرید دارند.”
در پایان از آقای میلاد اسکندری مالک خودرو جهت در اختیار گذاشتن خودروی خود قدردانی میکنیم.
منبع:
پدال