ورود
آمار تولید ششماهه خودروسازان نشان میدهد کرمان موتور نیز از افت عمومی صنعت خودرو در سال جاری در امان نمانده است.

با این حال، عملکرد محصولات مختلف این شرکت یکسان نبوده و در شرایطی که تیراژ کلی کاهش یافته، تولید KMC Eagle رشد قابل توجهی را تجربه کرده است. بررسی این آمار، علاوه بر افت تولید، از تغییر محسوس ترکیب سبد محصولات کرمان موتور حکایت دارد؛ تغییری که میتواند در ارزیابی مسیر آینده این شرکت اهمیت داشته باشد.
براساس آمارنامه تجمیعی شهریور ۱۴۰۵ وزارت صمت، تولید خودروهای سواری کرمان موتور و خودروسازان بم در شش ماه نخست امسال به ۱۲ هزار و ۷۳۳ دستگاه رسیده است؛ درحالیکه این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۲۶ هزار و ۸۸۰ دستگاه بود. به این ترتیب، مجموع تولید این دو شرکت حدود ۵۳ درصد کاهش یافته است.
این افت در شرایطی رخ داده که تولید سواری کشور نیز از ۴۶۱ هزار و ۹۵۵ دستگاه به ۲۹۶ هزار و ۴۰۹ دستگاه رسیده و حدود ۳۶ درصد کاهش داشته است. در بخش خصوصی، افت شدیدتر بوده و تولید از ۹۰ هزار و ۲۸۹ دستگاه به ۳۶ هزار و ۴۹۴ دستگاه رسیده است؛ یعنی کاهشی نزدیک به ۶۰ درصد. بنابراین، عملکرد کرمان موتور را باید در بستر رکود تولید در کل صنعت و بهویژه خودروسازان خصوصی بررسی کرد.
در همین بازه، تولید KMC Eagle از هزار و ۹۷۴ دستگاه در نیمه نخست ۱۴۰۴ به ۷ هزار و ۶۳۷ دستگاه در نیمه نخست ۱۴۰۵ افزایش یافته است؛ رشدی حدود ۲۸۷ درصدی. سهم این خودرو از مجموع تولید سواری کرمان موتور نیز از حدود ۸ درصد به نزدیک ۶۰ درصد رسیده است. این ارقام نشان میدهند که ایگل، برخلاف روند کلی تولید شرکت، به یکی از محصولات اصلی خطوط تولید تبدیل شده است.
برای درک بهتر تغییرات، باید به ترکیب تولید کرمان موتور در دو دوره نگاه کرد. در نیمه نخست ۱۴۰۴، محصولات مختلف این شرکت سهم قابل توجهی از تیراژ را به خود اختصاص میدادند. JAC J4، KMC X5 و KMC J7 هرکدام بیش از ۵ هزار دستگاه تولید داشتند. در کنار آنها، KMC SR3 با هزار و ۴۳۵ دستگاه، KMC A5 با ۲ هزار و ۱۶۷ دستگاه و KMC Eagle با هزار و ۹۷۴ دستگاه در سبد تولید حضور داشتند.
یک سال بعد، وضعیت متفاوت است. تولید ایگل افزایش یافته، اما تیراژ سایر محصولات بهشدت کاهش پیدا کرده است. اگر تولید ایگل را از مجموع تیراژ دو دوره کنار بگذاریم، تولید سایر محصولات از حدود ۲۴ هزار و ۹۰۶ دستگاه در نیمه نخست ۱۴۰۴ به حدود ۵ هزار و ۹۶ دستگاه در نیمه نخست ۱۴۰۵ میرسد. این محاسبه براساس آمار مجموع تولید کرمان موتور و خودروسازان بم انجام شده و برای تعیین سهم دقیق هر محصول از تولید خود کرمان موتور، باید آمار دو شرکت بهصورت جداگانه بررسی شود.
این مقایسه یک نکته مهم را روشن میکند: رشد ایگل به معنای جبران افت تولید سایر محصولات یا افزایش ظرفیت کلی شرکت نیست. برعکس، کاهش مجموع تیراژ نشان میدهد که افزایش تولید این مدل تنها بخشی از افت محصولات دیگر را پوشش داده است. بااینحال، رشد ایگل در شرایط افت عمومی تولید، از تغییر اولویت خطوط تولید و تمرکز بیشتر بر این خودرو حکایت دارد.
در نیمه نخست ۱۴۰۴، ایگل هنوز سهم محدودی از تولید داشت؛ اما در نیمه نخست امسال، با تولید ۷ هزار و ۶۳۷ دستگاه، به محصول غالب در سبد سواری کرمان موتور تبدیل شده است. چنین تغییری را میتوان نشانهای از حرکت شرکت به سمت تمرکز بیشتر بر یک محصول دانست؛ هرچند آمار تولید بهتنهایی مشخص نمیکند که این تغییر ناشی از برنامهریزی بلندمدت، محدودیت تأمین قطعات سایر مدلها، تغییر تقاضا یا ترکیبی از این عوامل بوده است.
ایگل از این جهت نیز اهمیت دارد که کرمان موتور آن را بهعنوان محصولی توسعهیافته در داخل شرکت معرفی میکند. توسعه محصول در داخل میتواند نسبت به اتکای صرف به مونتاژ مدلهای خارجی، امکان بیشتری برای مدیریت تغییرات فنی، توسعه نسخههای جدید و برنامهریزی برای داخلیسازی فراهم کند. بااینحال، طراحی و توسعه داخلی یک خودرو لزوماً به معنای استقلال کامل آن از زنجیره تأمین خارجی نیست.
تولید ایگل نیز همچنان به تأمین قطعات، مواد اولیه، تجهیزات و استمرار فعالیت زنجیره تأمین وابسته است. بنابراین، برای ارزیابی میزان مزیت این خودرو در برابر محدودیتهای صنعت، صرفاً افزایش تیراژ کافی نیست؛ سهم قطعات داخلی، میزان وابستگی به واردات و توان تأمین پایدار قطعات نیز باید در نظر گرفته شود.
افت تولید خودروهای سواری در بخش خصوصی نشان میدهد که افزایش تیراژ در سال جاری، بهویژه برای شرکتهای مونتاژکار، با محدودیتهای جدی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، افزایش تولید ایگل دادهای قابل توجه است؛ اما تفسیر آن باید از نتیجهگیریهای قطعی فاصله بگیرد.
از یک سو، رشد تولید این خودرو میتواند نشاندهنده تثبیت جایگاه آن در برنامه تولید کرمان موتور باشد. از سوی دیگر، کاهش شدید تیراژ سایر محصولات میتواند به این معنا باشد که شرکت ناچار شده منابع تولیدی خود را روی تعداد کمتری از مدلها متمرکز کند. بدون اطلاعات دقیقتر درباره ظرفیت خطوط، میزان سفارشها، وضعیت تأمین قطعات و برنامه تولید هر مدل، نمیتوان مشخص کرد که کدام عامل نقش اصلی را داشته است.
در عین حال، افزایش سهم یک خودرو به حدود ۶۰ درصد از مجموع تولید سواری دو شرکت، تمرکز سبد محصولات را نیز بیشتر میکند. چنین تمرکزی ممکن است برنامهریزی تولید و تأمین قطعات را سادهتر کند، اما وابستگی تیراژ به عملکرد و تقاضای همان محصول را افزایش میدهد. در نتیجه، تداوم رشد ایگل به عواملی فراتر از ظرفیت تولید، از جمله استقبال بازار، قیمتگذاری، کیفیت محصول و توان پاسخگویی به تقاضا بستگی خواهد داشت.
آمار ششماهه کرمان موتور دو تصویر متفاوت ارائه میکند: کاهش شدید تولید در سطح کل شرکت و رشد قابل توجه یک محصول در دل همین روند نزولی. تصویر نخست نشان میدهد که این شرکت از فشارهای حاکم بر صنعت خودرو مصون نبوده است؛ تصویر دوم نیز از تغییر ترکیب تولید و افزایش وزن ایگل در سبد محصولات حکایت دارد.
بااینحال، برای اینکه رشد ایگل را بتوان نشانهای از تغییر ساختاری در مدل فعالیت کرمان موتور دانست، باید دید این روند در ماههای آینده ادامه پیدا میکند یا نه. همچنین میزان داخلیسازی، توسعه زنجیره تأمین و امکان عرضه محصولات جدید بر پایه توان توسعه داخلی، معیارهایی مهم برای ارزیابی این مسیر خواهند بود.
در نهایت، رشد نزدیک به ۲۹۰ درصدی تولید KMC Eagle بهتنهایی روایت موفقیت کل کرمان موتور نیست؛ همانطور که افت تولید شرکت نیز تمام جزئیات عملکرد محصولات آن را نشان نمیدهد. آنچه فعلاً میتوان از آمار استخراج کرد، تغییر محسوس ترکیب تولید و تبدیل ایگل به محصول محوری این مجموعه است. اینکه این تغییر به افزایش پایدار ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به مدلهای مونتاژی منجر شود، به عملکرد واقعی شرکت در دورههای بعدی بستگی دارد.