ورود
افزایش قیمت کامیونها و کشندهها در بازار ایران، هزینه سرمایهگذاری در بخش حملونقل جادهای را بالا برده است.

در شرایطی که قیمت برخی کشندههای تولید داخل به بیش از ۲۰ میلیارد تومان رسیده، بازگشت سرمایه خرید این خودروها بیش از گذشته به میزان فعالیت ناوگان، درآمد حمل بار و هزینههای نگهداری وابسته شده است.
بررسی قیمت محصولات تجاری نشان میدهد خرید یک کشنده جدید، حتی برای فعالان باسابقه حملونقل، به سرمایه قابلتوجهی نیاز دارد. در مقابل، درآمد مالکان این خودروها ثابت نیست و عواملی مانند تعداد سفرهای ماهانه، میزان بار موجود، نرخ کرایه و هزینههای جاری بر آن تأثیر میگذارند.
از همین رو، افزایش قیمت خودروهای سنگین تنها به معنای بالا رفتن هزینه خرید نیست؛ بلکه میتواند دوره بازگشت سرمایه را طولانیتر کرده و تصمیم برای جایگزینی کامیونها و کشندههای فرسوده را دشوارتر کند.
بررسی فهرست قیمت محصولات بهمن دیزل در مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت کشنده تکمحور امپاور BD500 به حدود ۱۸ میلیارد تومان و کشنده بایک X9 به حدود ۲۳ میلیارد تومان رسیده است.
این ارقام نشان میدهند که ورود به بازار حملونقل سنگین با استفاده از یک کشنده صفرکیلومتر، نیازمند سرمایهگذاری چند ده میلیارد تومانی است؛ سرمایهای که باید از محل فعالیت اقتصادی خودرو بازگردد.
برای مثال، اگر قیمت خرید یک کشنده را ۲۵ میلیارد تومان و درآمد خالص ماهانه آن را ۲۰۰ میلیون تومان در نظر بگیریم، بازگشت اصل سرمایه حدود ۱۲۵ ماه یا بیش از ۱۰ سال طول خواهد کشید.
البته این محاسبه صرفاً یک مثال فرضی است و هزینه تأمین مالی، تغییر ارزش خودرو و سایر عوامل مؤثر بر بازده سرمایهگذاری را در نظر نمیگیرد. درآمد واقعی یک کشنده نیز بسته به مسیرهای فعالیت، تعداد سفرها، نوع بار و هزینههای عملیاتی متفاوت خواهد بود.
در نتیجه، قیمت خرید بهتنهایی معیار کافی برای بررسی صرفه اقتصادی یک خودروی تجاری نیست و باید در کنار درآمد قابل انتظار و هزینههای بهرهبرداری ارزیابی شود.
بازار خودروهای تجاری ارتباط مستقیمی با وضعیت حملونقل کالا و فعالیت بخشهای مختلف اقتصاد دارد. کاهش حجم بار یا افزایش هزینههای فعالیت ممکن است باعث شود برخی رانندگان و شرکتهای حملونقل، خرید خودروهای جدید را به تعویق بیندازند.
با این وجود، کاهش تقاضا لزوماً به افت قیمت کامیون و کشنده منجر نمیشود؛ زیرا قیمت تمامشده این محصولات تحت تأثیر عواملی قرار دارد که همیشه با وضعیت بازار حمل بار تغییر نمیکنند.
وابستگی بخشی از تولید خودروهای تجاری به قطعات و مجموعههای وارداتی، یکی از این عوامل است. تغییر نرخ ارز، هزینه انتقال قطعات، محدودیتهای وارداتی و افزایش مخارج تولید میتوانند قیمت نهایی خودرو را تحت تأثیر قرار دهند.
در چنین شرایطی، ممکن است توان خرید فعالان حملونقل کاهش پیدا کند، اما هزینه تولید و جایگزینی خودروهای سنگین همچنان بالا باقی بماند. نتیجه این وضعیت، افزایش فاصله میان قیمت خودرو و توان سرمایهگذاری خریداران خواهد بود.
گزارشهای فعالیت ماهانه منتشرشده در سامانه کدال، تفاوت عملکرد درآمدی دو تولیدکننده خودروهای تجاری کشور را در ششماهه نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد.
بر اساس این گزارشها، ایرانخودرو دیزل با نماد «خاور» در نیمه نخست امسال حدود ۳۳ هزار و ۲۲۳ میلیارد تومان درآمد فروش ثبت کرده است. این رقم در مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۴ هزار و ۳۰۱ میلیارد تومان بود و از رشد ۱۳۲.۳ درصدی ارزش فروش حکایت دارد.
در مقابل، درآمد فروش بهمن دیزل با نماد «خدیزل» در همین دوره به حدود ۹ هزار و ۱۵۵ میلیارد تومان رسیده که نسبت به نیمه نخست سال گذشته حدود ۳.۸ درصد کاهش داشته است.
البته عملکرد ماهانه بهمن دیزل در شهریورماه متفاوت بوده است. درآمد فروش این شرکت در شهریور ۱۴۰۵ حدود ۳ هزار و ۳۳۲ میلیارد تومان ثبت شده که در مقایسه با شهریور سال قبل، رشد ۴۰.۷ درصدی را نشان میدهد.
تفاوت این آمارها بیانگر آن است که روند درآمدی تولیدکنندگان خودروهای تجاری یکسان نبوده است. با این حال، افزایش یا کاهش ارزش فروش را نمیتوان مستقیماً معادل تغییر تعداد خودروهای فروختهشده دانست؛ زیرا قیمت محصولات، ترکیب فروش و زمان ثبت درآمد نیز بر ارقام گزارششده اثر دارند.
بنابراین، برای ارزیابی دقیقتر وضعیت بازار خودروهای سنگین، بررسی تعداد تولید و فروش در کنار درآمد شرکتها ضروری است.
یکی از پیامدهای افزایش قیمت خودروهای تجاری، دشوارتر شدن جایگزینی ناوگان فرسوده است. رانندهای که از یک کامیون قدیمی استفاده میکند، برای خرید خودروی جدید باید هزینه سرمایهگذاری را با منافع احتمالی آن مقایسه کند.
خودروی جدید ممکن است از نظر مصرف سوخت، هزینه تعمیرات، میزان توقفهای فنی و قابلیت اطمینان عملیاتی شرایط متفاوتی داشته باشد. با این حال، این مزایا زمانی میتوانند خرید را از نظر اقتصادی توجیه کنند که صرفهجویی حاصل از آنها و درآمد فعالیت خودرو، با هزینه خرید تناسب داشته باشد.
از سوی دیگر، ادامه استفاده از خودروهای فرسوده نیز میتواند هزینههای تعمیر و نگهداری را افزایش دهد و به دلیل توقفهای فنی، تعداد روزهای قابل فعالیت ناوگان را کاهش دهد.
به این ترتیب، مالکان خودروهای سنگین با دو مسئله همزمان روبهرو هستند: هزینه بالای خرید محصول جدید و هزینههای احتمالی ادامه فعالیت با خودروی قدیمی.
با افزایش قیمت کشندهها، نحوه تأمین سرمایه خرید اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بسیاری از فعالان حملونقل برای خرید خودروهای جدید به روشهای اقساطی یا تسهیلات بانکی نیاز دارند.
با این حال، صرف فراهم شدن امکان خرید اقساطی به معنای اقتصادی بودن سرمایهگذاری نیست. مبلغ پیشپرداخت، نرخ تسهیلات، تعداد اقساط و میزان درآمد خالص ماهانه باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
اگر بخش قابلتوجهی از درآمد خودرو صرف پرداخت اقساط شود، توان مالک برای تأمین هزینههایی مانند سوخت، تعمیرات، بیمه و نگهداری محدود خواهد شد. در مقابل، شرایط تأمین مالی متناسب با درآمد حاصل از حمل بار میتواند امکان نوسازی ناوگان را برای گروه بیشتری از خریداران فراهم کند.
در سمت تولید نیز کاهش مشکلات تأمین قطعات، تسهیل فرآیندهای وارداتی و کنترل هزینههای تولید میتواند بر قیمت تمامشده محصولات اثرگذار باشد.
بازار خودروهای تجاری تنها با بررسی قیمت کارخانه یا میزان فروش تولیدکنندگان قابل ارزیابی نیست. این خودروها ابزار فعالیت اقتصادی هستند و تقاضا برای آنها تا حد زیادی به بازده سرمایهگذاری وابسته است.
افزایش قیمت کامیون و کشنده، در صورتی که با رشد متناسب درآمد حمل بار همراه نباشد، میتواند دوره بازگشت سرمایه را افزایش دهد و تقاضا برای نوسازی ناوگان را محدود کند.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان نیز با هزینههای تأمین قطعات و تولید مواجهاند و تغییر این هزینهها بر قیمت نهایی محصولات اثر میگذارد.
در چنین وضعیتی، مسئله اصلی بازار خودروهای سنگین، تناسب میان قیمت خرید، هزینههای بهرهبرداری و درآمد قابل دستیابی است. برای یک راننده یا شرکت حملونقل، پرسش تعیینکننده این است که خرید یک کشنده چند میلیارد تومانی، با چه میزان فعالیت و در چه بازه زمانی میتواند هزینه سرمایهگذاری را جبران کند.